تسلیم

یا غفور!

یه مدتیه نشستم جلوی کامپیوتر و دارم فکر می کنم چی کار کنم؟! آخه وبلاگی که نتونی توش حرف دلت رو بزنی و وقتی می خوای توش پست بذاری، فکر این باشی که فلانی میاد و می خونه، دیگه وبلاگ نمی شه!

آره! من الان کلی حرف و فکر دارم که دلم می خواد ثبتشون کنم ولی فکر اینکه فلانی بیاد و بخونه و از جزئیات زندگی و شخصیت من خبردار بشه، آزارم می ده!

موندم سر سه راهی!!  که باز - به خیال خودم- شجاعت به خرج بدم و بی خیال حضور این آدم بشم یا اینکه از این به بعد پست های خصوصی بذارم ( که اونجوری می تونم  گاهی از کنجکاوی ناکامش لذت شیطنتانه ببرم و یا حتی سربه سر دوستای خوبم بذارم !!) یا اینکه کلا بی خیال نوشتن در اینجا بشم ....

مطمئنم که نباید بی خیال نوشتن بشم... شجاعت به خرج می دم.... ... و توکل بر خدا!

پ ن 1 : حتی نمی تونم برای خالی شدن خودم، بد و بیراهی نثار کسی بکنم!

پ ن 2: فکر می کنم دیگه تا حدی برای خودم می نویسم، اگرچه خواست بعضی از دوستای عزیزم برای نوشتن در اینجا همیشه تو ذهنمه و محرک!

التماس دعا!

[ سه‌شنبه ٢٧ امرداد ۱۳۸۸ ] [ ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ ] [ تسلیم ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
نويسندگان
صفحات اختصاصی
آخرين مطالب
امکانات وب