تسلیم

یا حق

١- همون چیزی رو که به بقیه می گفتم بهش گفتم تا بره سراغ کار خودش! اما گفت با بقیه فرق داره!‌ گفتم چه فرقی؟ بعد از اینکه چند جمله رد و بدل شد بالاخره گفت چه فرقی داره! گفت: من رتبه یک ارشد فلان رشته ام!!! تازه انگار ٧٨ چیز دیگر هم برای فرق داشتن داشت! بهش گفتم : میدان دیدت خیلی کوچیکه!‌ میدونی چند تا رشته دانشگاهی هست که تو هر کدومشون یکی اوله؟؟

اصلا انگار آدم هر حرفی رو که میزنه،‌ گریبانش رو میگیره!‌  خودم گیر دادم به خودم که اصلا میدان دید خودت چقدره مگه؟ خودت خیلی های دور و برت رو میبینی؟! ....

٢- مثل بازی بولینگ می مونه انگار (؟؟!!!) هر چی می شکنم (؟؟!!!) ،‌باز هم اون اصلیه نمی شکنه!‌ نمی دونم. شاید باید اول این مهره های دور و بر بشکنه تا نوبت به اون اصلیه برسه! اینا هم بعضیاشون میان با بغض می ایستند جلوی توپ یکی تا بزنه بشکندشون! اون بزرگشونم یا باید صاحبش انقدر رشد کنه تا دست و پا دربیاره و خودش بره سرشو بزنه به دیوار و بشکنه (که بعید میدونم اجازه ی رشد به صاحبش بده!) یا اینکه خدا یک آدم حرفه ای کاردرست رو بفرسته تا بشکندش!‌ فقط امیدوارم  هر جور شکست خدا خودش مهندس ناظر ساختش باشه و نذاره کج بالا بره!

٣- دلم میخواد یه لوله از کله ام وصل می شد به سینه ام و خیلی از چیزها رو منتقل میکرد به اونجا! - قلب و مغز با هم در ارتباط اند،‌ هر دو روی هم اثر می گذارند. قلب به مغز خون میده و مغز هم به قلب عصبدهی می کنه. اگه قلب زیادی بزنه و فشار خون بره بالا نتیجه اش پاره شدن مویرگ های مغزه. و اگه اعصاب قلب هم زیادی یا کم فعالیت کنند کار قلب مختل میشه. پس باید بین ایندو تعادل باشه - اما مغز اعصاب خودمختار به قلب می فرسته!‌ قلب انقباض خودبخودی داره!‌ و خیلی تحت تاثیر اعصاب ارادی نیست!  اگر قلب چند دقیقه نزنه مغز خواهد مرد؛‌ اما اگه مغز بمیره،‌قلب همچنان می تپد - راست میگی!‌ اما میدونی مسیر اعصاب ارادی تو به قلبت از کجا رد میشه؟ تو با کار انداختن همون قشر مغزت می تونی بفهمی چی واسه قلبت خوبه و چی بد! با همون اعصاب ارادی می فهمی که اگه ورزش کنی،‌ یا غذای سالم بخوری،‌و از خوردن خیلی چیزا خودداری کنی،‌ قلبت بهتر خواهد زد. و تو با همون قشر مغزت اراده می کنی تا سم ها رو از بدنت بیرون کنی؛‌ هر چند که قلب هم باید همچنان به مغزت خون برساند و همراهی اش کند. اگه تو شرایط رو واسه قلبت فراهم کنی،‌ و اگه خدا بخواد و در همه مراحل همراهیت کنه، ‌قلبت خوب خواهد زد و خیلی چیزها حل خواهد شد... فقط یادت باشه که الان بدن خودت و دور و برت پر شده از زهر و سم!‌ و تو باید مواظب باشی تا هر کاری را که برای قلبت می کنی،‌سمی نشود...

٢-٢) همچنان نشکسته! اما ای کاش خدا خوردش کنه!

التماس دعا. 

 پ ن ١ : شکستنی های بند ٢ همون چیز هاییه که تو وجود خیلی هامون هستند و تا روزی شکسته نشوند،‌رها نخواهیم شد...

پ ن ٢: همچنان در نمی دانم هایم دست و پا میزنم...

[ پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٧ ] [ ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ ] [ تسلیم ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
نويسندگان
صفحات اختصاصی
آخرين مطالب
امکانات وب