تسلیم

یا حق.

دلم های های گریه می خواهد... خسته ام، چشمام می سوزه! اما هنوز زنده ام! و هنوز امیدوار... به لطف پروردگارم امید دارم. به استجابت دعاهایم امید دارم... هنوز نمی دانم، اما به "شدن" همچنان امید دارم... به اینکه روزی بدانم هم امید دارم!

زیارت امام رضا (ع)،‌خدا رو شکر، خیلی بهم انرژی داد. امیدوارم با این زیارت،‌ پله ای رو بالا رفته باشم و  پایدار باشه! (به قول یه همسفر!)

راستی! این همه ترس ارث چیه؟ این همه خجالت بی جا از کجاست؟ این همه احتیاط برای چی و کی؟ از خنده ی کی می ترسی؟  مگر تو خودت درباره ی آدم ها چقدر بد فکر می کنی که نگرانی به تو اینجوری نگاه نکنند؟ و فقط داری خودت رو محروم می کنی! از خدا بترس! خیلی هم بترس! اما از این چیزهای بیهوده نترس! نذار این ترس، تو رو پیر کنه! خلاقیتت رو ازت بگیره! جرات رو، انگیزه رو، تلاش رو از دست نده!

از نهج البلاغه :

حکمت ٢۴٢: از خدا بترس هر چند اندک؛ و میان خود و خدا پرده ای قرار ده هرچند نازک!

قسمتی از  حکمت ٢٠٨ : کسی که از خدا بترسد، ایمن باشد.

قسمتی از  حکمت ٣ : بخل ، ننگ ، و ترس ، نقصان است.

قسمتی از نامه به مالک اشتر: بخیل را در مشورت کردن دخالت نده، که تو را از نیکوکاری باز می دارد، و از تنگدستی می ترساند. ترسو را در مشورت کردن دخالت نده، که در انجام کارها روحیه تو را سست می کند. حریص را در مشورت کردن دخالت نده، که حرص را با ستمکاری در نظرت زینت می دهد. همانا بخل و ترس و حرص، غرائز گوناگونی هستند که ریشه آنها بدگمانی به خدای بزرگ است.

خدایا! اهدنا الصراط المستقیم! مخصوصا دوستانم و خودم!!!!! خدایا کمکمون کن! بند دل و فکرمونو بگیر و رها نکن، حتی یه لحظه!

گریه ام، خستگی ،‌ سوزش چشمانم، همه اش کمرنگ شد... خدا رو شکر!

یا حق!

[ یکشنبه ٤ اسفند ۱۳۸٧ ] [ ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ ] [ تسلیم ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
نويسندگان
صفحات اختصاصی
آخرين مطالب
امکانات وب