تسلیم

یا حق!

١) آهان! می خواستم بگم درباره ی این صداقت که گاهی فکر می کنم وقتی اونچه که تو دلمه رو می گم و بعد جوابی نمی شنوم ....!!! هیچی! یه موقعی می خواستم بگم که صداقت زیادی هم خوبه؟ بعدا فهمیدم که هر چیزی که تو درون ماست، همیشه خوب نیست! پس باید عوضش کنیم! پس اون حس ها و فکرهایی که درست نیست و باید تغییر کنند، حتی اگه الان تو وجودمونه، لزومی نداره بگیم!!! اما الان به یکی دو نفر یه چیزایی گفتم و هنوز به روی خودشون نیاوردند! این اصلا حس خوبی نیست! نمی دونم!

٢) داشتم وب گردی میکردم، خیلی از وبلاگ ها به نظرم مزخرف اومد! شرمنده شدم، چون احتمالا وبلاگ خودم هم یه چیزی تو همون مایه هاست خیلی از پست هاش!!!

٣) خیلی خوشحالم که هنوز دوستانی دارم که اشتباهاتم رو بهم هدیه کنند! 

۴) یه حرف قشنگ از نهج البلاغه: (قسمتی از نامه امام علی علیه السلام به فرزندشان:

" و خشم را فرو خور که من جرعه ای شیرین تر از آن ننوشیدم و پایانی گواراتر از آن ندیدم."

پ ن : حرف اول و آخر امشب! : از دست خودم عصبانیم!!! چون بر خلاف خیلی از چیزهایی که می دونم، عمل کردم! خدا....!!!!

پ ن : راستی!  امیدوارم لحن شوخی وارم در بعضی کامنت ها کسی رو آزار نده!!! شما به بزرگی خودتون بخندید!!!

یا حق!

[ پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٧ ] [ ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ ] [ تسلیم ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
نويسندگان
صفحات اختصاصی
آخرين مطالب
امکانات وب