تسلیم

یا حق!

١- اون جمله ای که تو پست قبلی از امام علی (علیه السلام) نوشتم رو، دوباره بخونیم!! یه مدتی بود که وقتی با یه سری از غرغر های مامان درباره ی کوتاهی های من و ... مواجه می شدم، تو دلم می گفتم کاشکی اونم مثل من نسبت به خیلی چیز ها بی خیال بود! این وسط یاد دوستام هم می افتادم که خیلی وقت ها چیزهایی واسشون مهمه که من می گم بی خیال!!!  هنوز هم دلم می خواد نسبت به خیلی چیزا بگم بی خیال!! حالا دیگه دلم می خواد نسبت به خیلی از عصبانیت ها و کینه های بی خودی و ناراحت شدن های الکی از دست آدما بگم بی خیال! و نسبت به یه چیزهایی هم پایبند تر باشم.. ان شا الله!

٢- سکوت! تفکر! فرو خوردن خشم! خیلی چیزا رو حل می کنند.... همین!

٣- دیشب - تحت تاثیر یه اس ام اس از یه دوست- دوباره رفتم سر نهج البلاغه؛ از این به بعد احتمالا و ان شاالله بیشتر از نهج البلاغه خواهم نوشت :

قسمتی از خطبه ٢۴١ : پس کمربندها را ببندید، و دامن همت بر کمر زنید، که به دست آوردن ارزش های والا با خوشگذرانی میسر نیست! چه بسا خواب های شب که تصمیم های روز را از بین برده، و تاریکی های فراموشی که همت های بلند را نابود کرده است.

یه سوال برام پیش اومد دیشب! کسی میتونه راهنمایی کنه؟ امام علی (علیه السلام) چرا از عثمان دفاع می کردند؟

قسمتی از خطبه ٢٣٩ : درباره ی فضائل اهل بیت پیامبر (صلوات الله علیه) : ...بردباری شان شما را از دانش آنها خبر می دهد... و سکوتشان از حکمت های گفتارشان با خبر می سازد...

خطبه ی ٢٣۴ درباره ی تفاوت آدمیانه! خیلی خیلی خوشم اومد! بخونیدش حتما!

برای همدیگه دعا کنیم...!!

یا حق!

 

[ شنبه ۱ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۳:۳۱ ‎ب.ظ ] [ تسلیم ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
نويسندگان
صفحات اختصاصی
آخرين مطالب
امکانات وب