تسلیم

یا حق!

سخته! خیلی هم سخته! و برای انجامش فقط باید خدا کمکم کنه!

اگه نتونم پول مکه رو جور کنم، احتمال داره نرم! خودم هم این مبلغو ندارم! تعجب نکنید! جایزه بود و گفتند لازم نیست پولشو بدیم! اما این جایزه از بیت الماله و جواب پس دادن داره! اونم با این وضع مملکت و دانشگاه ما که بودجه ها سر جای خودشون خرج نمی شه! یادم نرفته که چقدر بچه ها تلاش کردند تا هزینه کپی درسنامه ها رو ازمون نگیرند... هنوز جرات نکردم به مامان و بابا یا حتی هیچ کس دیگه ای این حرفو بگم! می دونم به این راحتی ازم نمی پذیرند! مخصوصا تو این اوضاع.... خدایا کمکم کن اگه رفتنی شدم، با پول حلال برم!

برام خیلی دعا کنید! خیلی....

این فکرها از خوندن کتاب خاک های نرم کوشک (خاطرات شهید برونسی) تالیف سعید عاکف ریشه می گیره! امروز یاد اون سیدی که در یک روستا حافظ قرآن شده بود، افتادم! (اسم دقیقش یادم نیست... شاید کاظم) همیشه بین یه عالمه آدم، اونهایی بزرگ می شوند که به اونچه که درسته عمل می کنند و در مقابل حرام وسوسه نمی شوند....

امروز قرآنو باز کردم، سوره حج اومد، آخرین آیه های اون صفحه :

و یاد آور ای رسول که ما ابراهیم را در آن بیت الحرام تمکین دادیم تا با من هیچ انباز و شریک نگیرد و به او وحی کردیم که خانه ی مرا برای طواف حاجیان و نمازگذاران و رکوع و سجودکنندگان (از لوث بتان) پاک و پاکیزه دار (٢۶) و مردم را به اداء مناسک حج اعلام کن تا مردم پیاده و سواره و از هر راه دور به سوی تو جمع آیند (٢٧) تا در آنجا منافع بسیار برای خود فراهم ببینند و نام خدا را در ایامی معین یاد کنند که ما آنها را از حیوانات بهائم (شتر و گوسفند و غیره) روزی دادیم پس بخورید از آن بهائم و به فقیران درمانده طعام دهید(٢٨)

برام دعا کنید...

یا حق!

[ چهارشنبه ٥ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۳:٢٢ ‎ب.ظ ] [ تسلیم ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
نويسندگان
صفحات اختصاصی
آخرين مطالب
امکانات وب