تسلیم

یا حق!

در میان انسان ها هستم و عجیب احساس تنهایی می کنم! حتی در کنار دوستانم، خانواده ام و هم دوره ای هایم! اصلا بودن در کنار آنها، گاهی به این ناراحتی دامن می زند! ناراضی نیستم؛ فقط دلم می گیره! بغضم می گیره! دلم می خواد همیشه شب باشه با سکوتش و قرار نباشه هیچ وقت صبح بشه! اون وقت می تونم با خیال راحت - بدون دغدغه ی فردا - زندگی کنم! تو اتاقم، یا اگر نظری شده باشد، در حرمی....

پ ن : خیلی کوچک تر از آنم که بخوام بزرگی به خرج بدم!

پ ن : دو سه تا موضوع رو با هم قاطی نوشتم! ولی دلم از همشون تنگ می شه!

پ ن : دوباره کمبود وقت ما شروع شد!!! خدا بخیر بگذرونه....

[ شنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ ] [ تسلیم ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
نويسندگان
صفحات اختصاصی
آخرين مطالب
امکانات وب