تسلیم

یا حق!

وقتی یکی ازت خواهش می کنه که بهش جواب بدی. و تو مطمئنی که نه الان و نه هیچ وقت دیگه، دلت نمی خواد جوابشو بدی و حتی نمی خوای ببینیش و و و و ...

بعد به عنوان آخرین حرف بهت بگه :

من تا آخرین توانم برای رسیدن به جواب سوالم تلاش می کنم و خدا کمکم می کنه و از این حرفا!

من یخ کردم! چون نمی دونم خدا اینوریه یا اون وری!!! من می ترسم خدا اون وری باشه! (این حرف یه چیزی شبیه جلوی خدا وایسادن نیست؟! خب هست دیگه! خدایا تو گوش نده به این حرفا!) ولی اگه اون یه دعا از ته دل بکنه و خدا بخواد....!!!!!!!!! خدایا! یه وقت نخوای!!!!!

موقع دعا کردن یه وقتا این آدم می یاد تو ذهنم! ولی یه وقتا که می خوام آخر دعام بگم خدایا همشونو حاجت روا به خیر کن - جرات ندارم اسم اونم بگم! واسه همین مجبورم جدا واسش دعا کنم و از خدا بخوام ...

خدا یار و پشت و پناه همه ی جوونا باشه!

آمین!

[ یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:٥٥ ‎ق.ظ ] [ تسلیم ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
نويسندگان
صفحات اختصاصی
آخرين مطالب
امکانات وب