تسلیم

یا حق!

به صبر و سکوت باید اعتماد کنم.

به سپردن کارها به دست خدا باید اعتماد کنم.

بیشتر ناراحتی ها و غصه ها و غمگین شدن های من، به خاطر کارها و عقاید خودمه! و نداشتن اراده! و عدم ثبات! و عدم حرکت به جلو! و پس رفت! و تکرار اشتباهات! و ادعا! و تخیل های بی جا! و کوتاه فکری! و فراموش کردن خدا! و .... بس نیست؟!

چند روز پیش خطبه ی همام رو خوندم. شاید از کل جمله ها، به انداره ی ۵ تاش هم در من صدق نمی کرد....

همیشه افتخار می کردم که با همه ی بدی هایی که شاید داشته باشم، دست کم دروغگو نیستم! اما حالا انگار خود این فاصله ی زیاد بین ایدئولوژی و عمل یه جور دروغ بزرگه...

وقتی می گم : اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد...... فکر می کنم وقتی به پیام های پیامبر صلوات الله علیه هم عمل نمی کنیم یعنی بهش ظلم می کنیم و حس می کنم دارم به خودم لعن می فرستم....

کلا این روزها تو بحرانم! بحرانی که حالت عادی تو رفتارم مشاهده نمی شه! اما....

دلم های های گریستن می خواد!

دیگه احساس می کنم باید خودم رو برای شنیدن هر خبر بدی آماده کنم! ....

پ ن : سفر شیراز با دانشجوها تو تابستون کنسل شد! بسیار بسیار حالم گرفته شد!

خلاصه : التماس دعا!

[ شنبه ۳ امرداد ۱۳۸۸ ] [ ۱:٠٤ ‎ب.ظ ] [ تسلیم ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
نويسندگان
صفحات اختصاصی
آخرين مطالب
امکانات وب