271

به نام حق.
من که تو ماشین نشستم، به حال اون مسافر پیاده ی کنار اتوبان، که ساک به دست تو این هوای سرد پاییزی داره راه میره حسرت میخورم، حسرت آرامش و آزادی که "فکر میکنم"او دارد و من ندارم...
اون هم به من که تو یه ماشین گرم نشستم و با سرعت از کنارش رد میشم حسرت میخوره! حسرت رفاه و آسایشی که "فکر میکنه" من دارم و اون نداره...
ما آدم ها همیشه حسرت میخوریم. و اونچه رو که خودمون نداریم، در زندگی آدم های دیگه "تصور میکنیم" و هیچ وقت راضی نیستیم... 

و شاید برای همینه که احساس خوشبختی نایاب شده بین ما ..

بعد نوشت : این پست رو اصلاح کردم؛ دیروز باور کردم که یک آغاز تلخ می تونه پایان شیرین و زیبا داشته باشه...

خدایا! ما که توان ادای حق شکرت رو نداریم؛‌ ولی بی نهایت سپاس از همه ی لطف و محبت هایت .

/ 2 نظر / 13 بازدید
زهرا

زندگی بر اساس تصورات نتیجه اش حسرت است، در حالی که زندگی بر اساس حقیقت پر از تلاش و قدردانی است. چون حقیقت یعنی دیدن در حالی که تصور یعنی سراب. در سیکل معیوبی گیر کرده ایم.. تصوری که تولید سراب می کند. سرابی که نتیجه اش حسرت است. حسرتی که تصوری اشتباه تولید می کند...

ص م

سلام برای من هم زیاد پیش اومده که تو این موقعیت قرار بگیرم... منم اغلب با ماشین شخصی پدرم میرم بیرون و همیشه مسافرانی رو مینینم که مخصوصا تو هوای سرد و بارونی با نگاهشون دارن التماس می کنن که... مارم ببر... البته چون من خودم تو این شرایط بودم و سختی ها رو کشیدم، همیشه سعی می کنم تا اونجایی که بتونم مسافران سر راهم رو بدون هیچ چشمداشتی برسون تا اونجایی که تو مسیرمن.. البته همشون از اینکه تو این دورو زمونه یکی پیدا شده که برای رضای خدا این کارو میکنه، شکه میشن و با اصرارا می خوان کرایه بدن ولی وقتی یاد روزایی میوفتم که خودم پیاده بودم و آرزو میکردم خدا بهم وسیله بده تا دیگرون رو کمک کنم میوفتم... فقط بهشون میگم که دعا بفرمایید... . . واقعا باید خدارو شکر کنم که اول جنبه ی ماشین دار و ماشین سوار شدن رو به من داد و بعدا خود ماشین رو... رادیو جوان قبل از نماز مغرب یه عبارت قشنگی رو پخش میکنه که حیفه نگم... ای کاش تا آدم نشدیم دنیا بهمون رو نکنه.... حا لا منم میگم خدایا هرچی خواستی به ما بدی، اول جنبه ی اون رو بده و بعدا خوش رو.... دیگه رادیو داره اذان میگه بریم تا نماز اول وقت رو از دست ندادیم... 5 شن