40

یا حق!

در میان انسان ها هستم و عجیب احساس تنهایی می کنم! حتی در کنار دوستانم، خانواده ام و هم دوره ای هایم! اصلا بودن در کنار آنها، گاهی به این ناراحتی دامن می زند! ناراضی نیستم؛ فقط دلم می گیره! بغضم می گیره! دلم می خواد همیشه شب باشه با سکوتش و قرار نباشه هیچ وقت صبح بشه! اون وقت می تونم با خیال راحت - بدون دغدغه ی فردا - زندگی کنم! تو اتاقم، یا اگر نظری شده باشد، در حرمی....

پ ن : خیلی کوچک تر از آنم که بخوام بزرگی به خرج بدم!

پ ن : دو سه تا موضوع رو با هم قاطی نوشتم! ولی دلم از همشون تنگ می شه!

پ ن : دوباره کمبود وقت ما شروع شد!!! خدا بخیر بگذرونه....

/ 5 نظر / 4 بازدید
نجمه

[گل]

زهرا

میدونی خدا میخواد به ما بگه هیچکی نیست که بفهمه ما چی میگیم و چی میخوایم!! میخواد ما درک کنیم که چقدر همراهمونه. به نظرم احساس تنهایی نشانه ی خوبیه! درست آزاردهنده است ولی یه نوع آرامش خاصی داره. نمی دونم موافقی یا نه؟؟ [گل]

رک

من میتونم حستو درک کنم . ادم گاهی وقتی تو موقعیتی که میخواد نیست یا اون شرایط لازم براش پیش نیومده یا احساس میکنه عقب افتاده یا کاری از دستش بر نمیاد یا نمیتونه با خودش کنار یا بد سردرگمه . ووووو.... بد جوری احساس تنهایی میکنه این تنهایی با بودن هیچ کس پر نمیشه . چون این تنهایی زاییده تفکر خودته باید بتونی مسیر نگاهتو خیلی زودعوض کنی . این حالت هر چی بیشتر بمونه بیرون کردنش سخت تر میشه امید وارم هرچه زودتر از این احساس تنهایی خلاص بشی

نجمه

سلام خوبید؟ من دیر به دیر میام اینجا اما حتما سر میزنم شاد باشید

بشارت

می خواستم بگم فقط تو نیستی که این احساس را داری من از تو بدترم. هرجا هستی دوستات را فراموش نکن که همیشه به تو نیاز دارم...[قلب]