252

به نام حق!

این چند روز، تموم کردن کتاب ها، شده یکی از بهترین لذت های من!

"فطرت" استاد مطهری بالاخره تموم شد! کتابی که انقدر تو دستم مونده بود که دیگه حتی دوستام هم از دیدنش خسته می شدند!

" نبرد حق و باطل" و " جهان بینی توحیدی" رو هم در همین چند روز به پایان بردم!

نظرم راجع به کتاب های استاد باشه برای بعد؛

کتاب " مطلع مهر" از امیرحسین بانکی رو طی ٢-٣ روز گذشته خوندم؛ کتابی در زمینه ی انتخاب همسر و ازدواج! خیلی از مطالبش رو قبل از خوندن کتاب هم با فکر و کمی تجربه می شد فهمید ولی برای جمع بندی افکار و اون نقشه ی ذهنی که به دنبالش بودیم، خوب بود. به علاوه ساده بود و به راحتی می شد تندخوانی کرد!

و بهترین و قشنگ ترین کتاب این روزها! که اتمامش رو احتمالا میگذارم برای دوران اعتکاف! " نامه های بلوغ" از استاد علی صفایی حائری ؛ نامه های وی به فرزندانش؛ شاید قیاس بزرگی باشه ولی من رو یاد نامه ی امام علی (ع) به امام حسن (ع) انداخت! با همان حس و حالی که به آدم دست می دهد : پدری که می خواهد همه ی آنچه را حس کرده و فهمیده، دلسوزانه به فرزندش منتقل کند ... هر پاراگرافش حرفی برای خواندن دارد! به خصوص که برای نسل بعد از انقلابه...

به این نتیجه رسیدم که کتاب ها رو باید داغ داغ خوند و تموم کرد!‌ !

دلم برای خوندن کتاب تفسیر و رفتن به آغوش قرآن تنگ شده! ...

پ ن : همیشه از اینکه فقط بنشینم و یک طرفه فکر کنم و هزاران احتمال موجود رو در نظر بگیرم متنفر بودم!‌ و این روزها در پس همه ی نگرانی هایی که ندانستن عاقبت کارها می تواند ایجاد کند، گاهی و لحظه هایی!! انقدر خیالم راحت می شود به اینکه خدا تا به حال هیچ سرنوشت بدی رو برام رقم نزده که می ترسم! ولی باز هم خدا رو شکر که هست و از رگ گردن نزدیک تر! حتی اگر ما نفهمیم و ندانیم ...

/ 3 نظر / 14 بازدید
سیب گلاب

سلام مهرناز عزیز... وخدایی که از رگ گردن به او نزدیکتر است... جمله ای که منو... تسلیم...مسلمانی... برایت دلی پر تپش آرزو میکنم که: ما زنده به آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست... دعایم کن مهربان که محتاجم... اما اول از همه برای کسایی که از من محتاج ترن دعا کن... لحظه هایت لبریز از شوق... در پناه حق...[گل]

زهرا ح

یه چیزی بنویس مهرنازززز!! [گل]

بهار

سلام بنده با افتخار شما رو لینک میکنم اگه قابل دونستین بهم سر بزنید