265

به نام حق!

هفته ی خیلی بدی رو می گذرونیم؛ نمی دونم چه بر سر زندگی من و دوستانم اومده و گریبانمون رو گرفته ...

این روزهامون که پر شده از غم؛ و من که چقدر گاهی در برابر آرام کردن دوستانم و خودم، دست خالی ام ! و نهایتا پناه می برم به این جمله که " ای کاش می شد بخشی از غم و غصه ی همدیگه رو گرفت و به جای دیگری به دوش کشید!"

و ناراحتی ها برای امثال ما آدم های ایده آلیست! که موقع سخنرانی برای دیگران پر شدیم از یه عالمه حرف های قشنگ و آرامش بخش و جمله های زیبا ! و امان از روز غم و ناراحتی و شکست خودمون! که خیلی از حرف هایی رو که دیگران بخوان به خوردمون بدن رو حفظیم! و همین ما هستیم به دنبالی بهونه ای برای اشک ریختن ؛ گوشی برای شنونده بودن؛ کسی برای فهمیدن؛ دستی برای نوازش کردن ...

می گردی بین انسان ها : برخی مشکلاتشون از تو بسیار پیچیده تر و سخت تر! در برابر برخی دیگه مجبوری به رعایت حد و حدود و حرمت! برخی حرفت رو نمی فهمند؛ برخی اصلا نیستند؛ برخی در عین بودن، با تو نیستند ...

و چه پناهی به جز خدا ؟ ای کاش بفهمم این رو ...

پ ن : شاید تنها دلخوشی ما برای این روزها امیدوار بودنه : امید به اینکه این وقایع، لطف خداست برای بازگشت ما و تقرب بیشتر ... و در غیر اینصورت نمی دونم چقدر باید ناراحت باشیم یا عذاب به دوش بکشیم ...

پ ن : خیلی برامون دعا کنید ...

/ 4 نظر / 7 بازدید
محسن

سلام. علّت غم و غصه اتونرو که نگفتید، ولی در هر حال نظر به اینکه بیشتر راه حلها رو حفظید کمکی به ذهنم نمی رسه، ولی کلّا رئالیسم بهتر از ایده آلیسمه. من اینجور مواقع سعی می کنم ساعاتی در هر روز رو قدم بزنم و به جاهایی برم که برام خاطره داشته باشن. من با مطلبی در مورد اعجاز قرآن به روزم، اگر دوست داشتید سری به من بزنید.

Dr.4leaf

ایده آلیست مطلق بودن اصلن جالب نیست، باید افکار ایده آلیستی رو با واقعیات تطبیق بدی تا بتونی از زندگی استفاده و لذت بهتری ببری. خدا همیشه پناه دهنده خوبی هست اما خلق خدا هم وسایلی برای این پناه دادن هستند. دنبال انسان های خوب برای چنین مواقعی بگرد

شراره ها و شکوفه ها

مشکلی نیست که آسان نشود ... مشکلات را خودمان به وجود آورده ایم ولی گاهی کم کم مشکلات ساده مثل پیله کرم ابریشم بر پر و بالمان می پیچد و احساس خفگی به ما دست می دهد و به همین جهت با تلاش و تجربه و آگاهی بیشتری از زمان تولید آن مشکلات باید به جنگ شان برویم .... زندگی یعنی جنگ با مشکلات .... شکست و فرسودگی و مرگ یعنی احساس درماندگی در برابر مشکلاتی که خودمان مسبب شان بوده ایم .... با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش ....

زهرا ح

مهرناز!! و امیدوارم روزهایی بیاید که به این روزهایمان بخندیم!! مثل همیشه... . . . . می آید آن روزها؟