323

به نام حق!

امروز تاسف خوردم. به خاطر همه ی کارها و آدم های خوبی که قربانی جامعه ی خراب دور و برمون می شن.

برای اعتماد نکردن و باور نداشتن آدم های خوب چون همه مون یاد گرفتیم که هیچ کس قابل اعتماد نیست و همه دروغ گو و ریاکار هستند مگر اینکه خلافش ثابت بشه.

این اعتماد نکردن و باور نداشتن رو نمی تونم رد کنم؛ یک کار عاقلانه در شرایط فعلی است. یک واقعیت دردناک که نمی شه نپذیرفت.

اما

امروز ترسیدم. ترسیدم که آدم های خوبی که خدا از روی لطفش بر سر راهمون قرار می ده، با این احتیاط ها نادیده بگیریم؛ ترسیدم که با دست خودمون، خودمون رو محروم کنیم ...

آدم های خوب ما هر روز محروم تر و تنها تر می شن.

و جامعه ی ما هر روز خراب تر و خراب تر .

پ ن : همه ی این اوضاع، از یه طرف انگیزه ام رو برای تلاش کردن و ساختن و خوب بودن و کار درست رو انجام دادن بیشتر می کنه و از طرفی خسته تر و درمانده تر ...

در این میان فقط پناه ما خداست و همه ی بزرگی و عظمت و مهربانی اش .

/ 2 نظر / 28 بازدید
آسمان

منم "همیشه" ازین ترسیدم که خدا از سر لطف چیزی رو سر راهم قرار بده،و من از سر جهل اون رو پس بزنم،یا استفاده لازم رو نبرم... طرز فکرتون رو خیلی دوست دارم[گل]

پزشکی دور از خانه

پستتون یهویی اشک جمع کرد تو چشام :( نمیدونم چرا ولی من درماندگی آدمهای خوب اطرافم رو به چشم دیدم :( به چشم دیدم آن به ظاهر عاقلانی که آدمهای خوب رو ساده خطاب کردند و از مهربانی های اونها سو استفاده کردند و بارها من هم ترسیده ام بیشتر از همه از خودم چون شاید ... . خدا به جوانی کردن های من رحم کنه :(