298

به نام حق!

پشت بلندگو می گه : " مدینه سینه بزنی ... "

یه لحظه ایست می کنم! مدینه که حرم فاطمه ی زهرا نداره ...

از خودمون آدم ها، حالم به هم می خوره. وقتی که می بینم حاصل زحمت چندین و چندین ساله ی پیامبر (ص) ، می شود مخفیانه به خاک سپردن دخترش ...

و بعد از 1400 سال هم می شود حال و روز ما ...

...

پ ن : " ... " این سه نقطه به جای همه ی ناراحتی ام از دیروز، عصر چهارشنبه شانزدهم فروردین ماه نود و یک! همه ی حال و هوایم بعد از یک delete شدن ناگهانی؛ حد "تمام" انرژی هایم به صفر میل کرده!! ...

به تازگی "سعی" می کنم که در ناراحتی و عصبانیت، نوشته هایم رو ارسال نکنم ...

اما نیاز به صحبت کردن با یه "هم راه" رو هم نمیشه انکار کرد ...

پ ن : پست 296 رو برداشتم؛ به خاطر احساسات زیادش! از تصمیم جدیدم به دور بود!

/ 1 نظر / 3 بازدید
لهوف

سهم ما از دختر پیامبرمان شد: المغصوبة حقّها المخفیة قبرُها المجهولة قدرُها ..