313

به نام حق!

اعتکاف که بودیم.

یه نوشته روی دیوار بود (از حاج آقا دولابی):

"نشستن در بهشت را از همین جا تمرین کنیم."

چند روز وقوف در خانه ی خدا و خلوت؛ خلوت ما و خودمون و خدای خودمون!

چقدر سخت بود شبی که تموم شد! چقدر سخت بود بازگشت به این دنیا!

می ترسیدم!‌ واهمه داشتم از برگشت. اما می دانستم که خدا در کنارم هست ...

"درهای بهشت و دوزخ "

...

نمی دانم از تمام شدن دعای ماه رجب ناراحت باشم یا از آمدن مناجات شعبانیه خوشحال ؟!

...

خدایا! ما رو به حقیقت شب قدر برسان! آمین

/ 5 نظر / 7 بازدید
حوا

چقدر خوشحالم که میام اینجا و چقدر خوشحال تر که می بینم تو هر روز بزرگتر می شی و چقدر ناراحت که من هنوز اند خم یه کوچه ام....

دوست قدیمی

از خدا میخوام همیشه و همه جا یار و همراهت باشه,دلم برات تنگ شده,خیلی,همیشه به یادتم ,با خاطرات دبیرستان نرجس بیادتم.

حوا2

شمازه ی این پست جلب توجه می کنه! امید که یکی از 313 نفر باشی[گل]

و ما ادراک ما لیله القدر [لبخند]

الهام

سلام مهرنازی دوست جونم شما رسما به وب بنده دعوت شدی. [قلب] تشریف بیارید.