242

به نام حق!

خسته ام خدا! از این همه بالا و پایین رفتنم خسته ام...

یادته؟ روزهایی که این حجاب و پوشش رو انتخاب کردم؟ یادته چه نیتی داشتم؟

خدای من. حالا انگار همین ها، داره میشه وسیله ی امتحانم؟ یا هر چیز دیگه؟

خدایا! خسته ام. از اشتباهات خودم. از این همه ناراحتی به دنبالش. از این همه فکر نکردن ها. حرف زدن ها و پشیمونی های در پی!

به یاد آوردم. که در دعا خواندم که عزت در نزد خلق و ذلت در پیشگاه خودت عطا کن..

حالا می فهمم که چقدر جنبه می خواد. که این عزت رو حفظ کنی و مغرور نشی! که اون ذلت رو به دست بیاری و نبینیش!

...

گاهی در زندگی وقایعی اتفاق می افته که هرگز انتظارش رو نداری! و وقتی بی مهابا گند می زنی به همه چی، تازه به خودت میای و دیگه کاری از دستت ساخته نیست!

و تنها پناهمون خداست!

/ 4 نظر / 17 بازدید
س ع ف

در این روز مقدس مجددا سوالی را که در دانشکده مطرح شد باید مطرح کرد که روان یک دختر دانشجو چه تمایزاتی با یک پسر دارد. حجاب یک علامت است که بطرز با شکوهی بما آموخته اند . این حجاب مقدمه ای است که ... این که را باید ادامه داد. آن بانوی بزرگی که همه بیادش اینهمه مراسم داریم در قبل از رحلتش وصیت نمود که به گونه ای رویش را بپوشانند که حجم بدن مشخص نباشد چرا اینقدر دقت ! ما که اینهمه در خیابان و مترو و ... میبینیم و میگذریم و راحتیم . اما دلیل: دلیل اولش بسیار روان است محبت.! هر کس دوست دارد خود را شبیه کسی کند که دوستش دارد دلیلش فلسفه نمیخواهد اگر مادر شما کاری را از شما که یک دانشمند متفکر هستید بخواهد و بگوید انرا بخاطر من انجام بده آیا شمای متفکر بحث میکنید و به روش مبتنی بر شواهد ثابت میکنید بعد انجام میدهید؟ قدم دوم اما پشت این علامت یک روح بزرگ است و آنقدر جاذبه دارد که علی را بدنبال خودش کشیده است ما این نوع جاذبه را باید چگونه بشناسیم؟ لذا این سوال همچنان مطرح است تفاوتهای عمیق روان زن و مرد که خداوند آنرا تنظیم دقیقی کرده کدام است؟ و آیا این تفاوتها با یکدیگر ؟ حروف مجاز

س ع ف

عذر میخواهم که تعداد حروف مجاز در پست قبلی تمام شد چند کلمه دیگر بنویسم ما این تفاوتها را در درس آناتومی خوب میخوانیم ولی در سایکولوژی عملا آنرا قبول نداریم و میخواهیم یکسانشان کنیم و اینجا تضاد کشنده ای شروع میشود و همیشه حس میکنیم یک چیزی سر جایش نیست اما نمیدانیم آن چیست؟

زهرا ح

استاد فوق العاده بود...[گل] اما پشت این علامت یک روح بزرگ است و آنقدر جاذبه دارد که علی را بدنبال خودش کشیده است ما این نوع جاذبه را باید چگونه بشناسیم؟ وقتی جاذبه حقیقی را بشناسیم, ان وقت است که دنبالش میرویم و هر یک سعی می کنیم در خودمان این جاذبه ها بپرورانیم... آن وقت به دنبال جاذبه های کاذب خود ساخته نخواهیم رفت... آن وقت خیلی چیزها تغییر خواهد کرد...

بشارت

و من از سکون خود خسته ام... موفق باشی دوست جونم [گل]