16

یا حق.

١- امروز یه دفتر قدیمی رو دوباره باز کردم و شروع کردم به خوندن! اولش جزوه چند جلسه از کلاس اخلاقی بود که تو دبیرستان داشتیم؛ شرمنده شدم! یعنی من یه موقعی چندین جلسه کلاس اخلاق رفتم و این چیز ها رو تو دفترم نوشتم و باز هم الان اینم؟!!! به زودی یه سری از محتویاتش رو اینجا وارد می کنم. (ان شاء الله)

٢- بیشتر انبیاء ، پیغمبر خاتم (صلوات الله علیه) و امامانمان در سختی ها زیستند و چنان شدند؛ ما چه جوری می خوایم تو ناز و نعمت و بدون هیچ حادثه ای یا سختی و بلندی به جایی برسیم؟! موقع راحتی دلمون می خواهد تو شرایطی قرار بگیریم که ساخته بشیم، ولی وقتی اون شرایط ایجاد می شه یادمون میره همه چی... خدا خودش گفته سختی می ده تا ما تضرع کنیم بهش و به یادش بیفتیم...

٣- خیلی از ناراحتی ها و نیازهامونو خودمون به خودمون تلقین می کنیم و بزرگ و غیر قابل تحملش می کنیم! مواظب باشیم غصه الکی نخوریم!!!

۴- در سوره مومنون آمده : والذین هم لاماناتهم و عهدهم راعون. ( عهدهامون با خودمون و خدای خودمون یادمون نره! خدایا کمکمون کن به همه عهد هامون وفا کنیم و امانت دار درستی باشیم.

التماس دعا!

/ 3 نظر / 2 بازدید
ملیحه محمدپور

سلام عزیزم از اینکه با شما اشنا شدم خرسندم من دانشجوی بیرجندم شما کجا ؟ دوست دارم از تجربیات |پزشکی شما هم استفاده کنم البته اگر دوست دارید اجباری نیست . میدونید داشتم فکر می کردم همیشه نو اوری خوبه بخصوص در ساختن یک وبلاگ و اکیپ علمی - پزشکی با تجربیات علمی- عرفانی خودش به نظرتون جالب نیست؟! من شما رو نمیشناسم ودوست دارم بدونم کجا ودر چه مقطعی هستید؟

بشارت

سلام به تو که هروقت صدات رو می شنوم یا پستات رو می خونم آروم می شم بسکه یاد خدا توشونه . ازت ممنونم عزیزم. باز خوبه که تو می ری سراغه اون دفتر ولی من چی ؟؟؟؟؟ همیشه منتظر یاد آوری های تو هستم. می دونی خدا همیشه بنده ها شو امتحان می کنه حالا نوبت منه از دوتاش که سر افکنده بیرون اومدم حالا نوبت این یکیه . دوعا کن تا از پسش بربیام و به خدا نگم چرا من؟؟؟؟؟/

نجمه

به نام خداوند بخشنده مهربان سلام آفریننده ما ما را به نکویی میخواند در پی سودایی ست که ببخشد مارا (اقتباس از سالک)