299

به نام حق!

"حق" ! آنچه که نسبت به خدا، به خودمون، به دیگران و شاید حتی به ذره ذره ی این هستی بدهکاریم!!

باید بشناسیم و عمل کنیم؛ "چیستی" هایش رو گفتند؛ اما عمل کردنش رو گذاشتند به پای انسانیت و عقلانیت خودمون، که فرقمون رو با حیوانات نشان بدیم ...

برای سالکان راه ، خیلی سفارش شده به دقت در انتخاب "استاد". شاید اصلا انتخاب استاد "خوب"، رفتن نیمی از راه باشد. شاید هم برای سنگینی حقش...

"معلمی" از شیرین ترین حرفه هایی بوده که دوست داشتم و دارم؛ اما با این همه حق سنگین، امروز برایم معنی جدیدی می دهد این اسم! همیشه می ترسیدم از عقوبت شیطنت های سر کلاس های مدرسه و دانشگاه و امروز بیشتر ...

...

16‌- حق معلم:‌ (از رساله حقوق امام سجاد(ع) - سایت آوینی)

و اما حق آن که آموزگار توست این است که او را بزرگ داری و مجلس او را محترم شماری. و به گفته او گوش دهی. و بدو روی آوری.

و بانگ خود را در محضر او بلند نکنی و اگر کسی از او پرسشی کند تو پاسخ ندهی تا او خود پاسخ دهد. و در محضر او با کسی سخنی نگویی و پیش او کسی را عیب نکنی و اگر پیش روی تو از او بد گویند از وی دفاع کنی. و عیب‌های او را بپوشانی و نکویی‌های او را آشکار سازی. و با دشمن او ننشینی و دوست او را دشمن نگیری. پس اگر چنین کردی فرشتگان خدا گواهی دهند که تو برای خدا - نه برای مردم - نزد وی رفته‌ای و از او علم آموخته‌ای.‌

19‌- حق متعلمان:‌

و اما حق آنان که در علم رعیت تواند، این است که بدانی خدای عزوجل با علمی که به تو داده و گنجینه‌هایی که بر تو گشوده، تو را سرپرست آنان کرده است. پس اگر مردمان را نیکو تعلیم دهی بر آنان درشتی نکنی و بر ایشان خشم نگیری خدا به فضل خویش علم تو را بیفزاید. و اگر علم خود را از مردم بازگیری یا هنگامی که از تو آموختن علم می‌خواهند با آنان درشتی کنی بر خداست که علم و جمال آن را از تو باز گیرد و مرتبه تو را در دلها ساقط کند.

...

پ ن : و این یکی از آن همه حقی است که رعایت نکردیم ... ای کاش همه مثل "پدر" و "مادر" ها بودند که هر روز از "حق" خود می گذرند ...

پ ن : در کتاب "آداب المتعلیمین" منسوب به خواجه نصیر الدین طوسی آمده :سزاوار است در معاشرت و همراهی با دانشمندان شتاب نکند و "تا" دو ماه صبر نموده تا اینکه مبادا شتابزده استادی انتخاب نماید و بعد او را ترک نماید، که این کار برای وی نامبارک است.

پ ن : شاید خیلی هامون بگیم که تو این دوره زمونه، آدم های با اسم "استاد" زیاده و آدم های به معنای واقعی "استاد" کم و نادر!

و ما انقدر تمرین نکردیم و نکردیم که نفهمیدیم به وقتش چطور عمل کنیم ...

پ ن : فراموش می کنیم که اساسی برای خدا کار کنیم نه رضایت هیچ کدام از این مخلوقاتش. نه برای پدر و نه برای مادر و نه استاد و نه دوست. که اگه مخلص برای خودش بودیم، با هر اتفاقی این قدر ناراحت و عصبانی نمی شدیم؛ وقتی از کسی توقعی نداشته باشی، گذشتن آسان می شود و شیرین.

بگذریم؛ که امیدوارم خدا هم بگذرد ...

/ 1 نظر / 23 بازدید
لهوف

یکی می گفت: هر که شهید شده، یه معلم اخلاق داشته! یه استاد! خیلی وقته کمبود یه استاد و معلم رو حس می کنم...