306

به نام حق!

در این مدت، افتخارداشتم :

شنیدن غم دل چند دوست...

هدیه دادن و غافلگیر کردن کسایی که حتی ندیدمشون ...

دریافت پیام از دوستان قدیمی که هرگز منتظرشون نبودم...

اما ...

با اینکه حجم آدم هایی که هر روز گوشه ای از ذهنشون به من می رسه، بیشتر و بیشتر می شه، عجیب تنهاتر می شم و هیچ کدومشون برایم جای خالی که در دلم هست رو پر نمی کنند ...

نمی دونم. این جای خالی رو چقدر باید دوست داشته باشم ؟ قراره من رو به خدا نزدیک کنه یا دور ؟

گاهی از اینکه این همه نعمت های خدا رو فراموش می کنم و "نداشته" هایم برایم انقدر بزرگ می شه، شرمنده می شم.

...

پ ن : و بدتر اینکه این همه ساعت ها برای این همه آدم ها وقت می گذارم، اما توان به جا آوردن وظیفه ی یه "دوست" در شنیدن "غم" های کسی رو که ساعت ها از روزهایم رو در کنارش هستم رو ندارم!!

/ 0 نظر / 7 بازدید