328

به نام حق !

امشب یاد چند سال پیش افتادم که رفته بودیم زیارت امام علی (ع). هنوز طعم اولین حرکتمون از هتل، توی اون هوای پراز گرد و غبار نجف و " علی ولی الله " گفتن هامون تو ذهنمه..

یاد احساسم در حرمش افتادم : احساس ایستادن در برابر پدری بزرگ ؛ عظمت را حس می کردم . ناخواسته ! و حتی نمی توانستم خیلی خودمانی هم صحبت کنم ..

این روزها، یاد روضه ای که سال های پیش می خوندیم می افتم :

آی مردم آی مردم علی از دنیاتون سیره ، علی بی فاطمه می میره ..

و حالا نمی دانم اصلا می فهمم که این " از دنیاتون سیره " و " بی فاطمه می میره" یعنی چه ؟!

...

دلم می سوزه. از اینکه علی (علیه السلام) هنوز هم غریب است؛ بین ما هم غریبه. بین ما سیاه پوش هایی که دم از عشقش می زنیم ..

علی علی می گوییم ؛ اما به صدایش گوش نمی دهیم که چه می خواهد و چه می گوید. خودمان دست هایش را می بندیم و در کوچه ها می بریمش. در کوچه های هوس ها و فراموشکاری های خودمون . سستی ها و کاستی های خودمون.

...

اما . یک چیز را از خود امام علی (ع) یاد گرفتم .

" امید " و "ایمان" به رحمت پروردگار .

از خودش یاد گرفتم به خدا بگویم :

تو کریمی و بر سر سفره ی کریم با دست پر نمی روند و دست خالی هم نباید برگشت. و این روزها، روزهای مهمانی است و مهمان عزیز است و صاحب خانه عزیز مطلق ...

اللهم لا تجعلنی من خصماء آل محمد علیهم السلام ؛ ولا تجعلنی من اعداء آل محمد علیهم السلام؛ ولا تجعلنی من اهل الحنق و الغیظ علی آل محمد علیهم السلام؛ ... اللهم صل علی محمد و آل محمد  و اجعلنی بهم فائزا عندک فی الدنیا و الآخره و من المقربین. آمین رب العالمین.

شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان

/ 1 نظر / 32 بازدید
یه بنده امیدوار

سلام من تا حالا به سفر کربلا نرفتم ولی و به نظرم توفیق می خواد که بری ولی هربار تلویزیون حرم آقا امیرالمومنین علیه السلام رو نشون می ده پر از بغض گریه ای که به خاطر اهل خونه که پاپیچت می شن چرا داری گریه می کنی نمی شکنه امامی که اونقدر مظلومه که همدمی جز چاه های کوفه نداره ان شاء الله که شبای خوبی براتون بوده باشه من الله توفیق