288

به نام حق!

ما گاهی وقت ها، و شاید هم بیشتر وقت ها، ادعای زیادی داریم؛ پدر و مادرها، اساتید و بزرگ ترهای خودمون رو نقد می کنیم و به راحتی درباره ی کار و عملکردشون قضاوت می کنیم.

این روزها، که صبر و حوصله و روحیه ی بزرگ این بزرگ ترها رو می بینم، احساس شرمندگی عجیبی می کنم.

وقتی می بینم مامانم همه ی غرغر ها و کج خلقی های من رو تحمل می کنه و باز هم با مهربونی جوابم رو می ده.

وقتی می بینم که برای یه خرده کمک دادن در کارها، چقدر تشکر می کنه و قدر و ارزش می گذاره.

وقتی می بینم پدر با همه ی حرف گوش نکردن هایم، باز هم بهم اعتماد داره و مثل همیشه با شوخی هاش سر به سرم میگذاره.

وقتی می بینم استادم با همه ی حرف ها و نقدهایم، باز هم به فکر خستگی منه و بهم می گه استراحت کن.

وقتی می گردم تو ذهنم به دنبال عصبانیت و چیزی نمیابم!

این همه ادعای فکر و توان و علم و تحصیل در برابر آن همه بزرگی روح ...

/ 0 نظر / 3 بازدید