241-2

 

از متن زیبا و پر از احساستان ممنونم  این جملات مرا  در مسیر آموزشی که درپیش گرفته ام استوار تر میسازد.

من در یک مشاهده عمیق از همایش مشهد با توجه به شرکت در برنامه های مختلف جلسه اختصاصی با دکتر محققی دکتر ضیائی و دکتر علوی دکتر یزدانی  دکتر حائری دکتر هامیلتون دکتر حسینی و مهمتر از همه با دانشجویان عزیزی چون شما فهرستی از موارد را لیست میکنم که یادمان نرود :

 - شعار ارزشیابی = محور یادگیری

 - هدف رشد مهارتهای بالای فکری در آموزش عالی

-  شکافتن شعار دانشجو محوری

- اخلاق پزشکی  ...

- دستیاران  بخشهای بالینی مربیان اصلی دانشجویان ما هستند

 

دو جلسه اختصاصی که با شماها داشتیم فرصتی گرانبها برای رسیدن به پاسخهایی بود که البته تا نزدیک آنها رسیدم ولی احساس کردم ترکیب جمع از نظر حوصله و خستگی همسان نیست لذا در نقطه حساسی جلسه قطع شد. مثلا با طرح داستان مولانا  میخواستم به شیوه ای محترمانه وارد موضوعی عاطفی و اجتماعی شوم که  . . .

پنج دقیقه صحبت با هامیلتون داشتم که بر طرح و حل مساله در آموزش پزشکی تاکید داشت و آن  را فیلم گرفته وارد مباحث  کلاس حل مساله نمودم یعنی از تولید به مصرف شد.

مهمترین نقطه سفر من شرکت در پانل دانشجویی شما بود حیف که شماها باید زود میرفتید چون من میخواستم مطالبی را با کمک شما فهرست کنم. عظمت آنهمه دانشجوی پزشکی مشتاق و صاحب فکر  باعث میشود فکر های جدید بسر انسان بیاید. و اینکه  متاسفانه اینها رها هستند و به حساب نمی آیند ولی من همیشه با نگاه به اینها کل آینده  پزشکی کشور را میبینم. اغراق آمیز نیست اگر بگویم  " فکر میکردم اینهمه فرزند خدا به من داده وهمه جوان و سالم و اهل بیان  و همه را توانسته ام وارد تحصیلات عالی کنم و . . "  اکنون چگونه باید سپاس گویم ؟   . . .  و در حرکاتشان یک خواسته را دیدم و بسیار هم درست دیدم :   " ما  را  ببینید !  "    حال من چگونه  از کنارشان بگذرم ؟ از سوی دیگر ارزشهایی با قیمت خون هزاران شهید از زمان پیامبر تا انقلاب اسلامی و  دفاع مقدس  به امانت  به دست ما رسیده است  من میخواهم همه آن فرزندانم را در کنار آن ارزشها خوشبخت ببینم. متاسفانه (!) وقتی  تک تک آن جمع را دیدیم  متوجه شدم که دیگر نمیتوانم به زارعی  و حامدی و  منتظری و ... قناعت کنم بلکه همه آنها را میخواهم درکنار خود داشته باشم و سرنوشت همه برایم مهم است.

موارد دیگری در نامه شما بود  مانند ارتباطات دانشجوئی  باورهای دینی و ... که  بسیار ظریف اند و  باید با حوصله آنرا باز کنیم شاید این مسیر با  ابتکار شما باز شود.

از نظر من با توجه به اطلاعات  کلاس درسم  مهرناز  سمیرا و آذین اگر چه شخصیتهای بسیار متفاوتی دارند  ولی . . .

 

/ 0 نظر / 14 بازدید