331

به نام حق!

بگذار ، که بر شاخه این صبح دلاویز
بنشینم و از عشق سرودی بسرایم .
آنگاه ، به صد شوق ، چو مرغان سبکبال ،
پر گیرم ازین بام و به سوی تو بیایم

خورشید از آن دور ، از آن قله پر برف
آغوش کند باز ، همه مهر ، همه ناز
سیمرغ طلایی پرو بالی ست که – چون من –
از لانه برون آمده ، دارد سر پرواز

پرواز به آنجا که نشاط است و امیدست
پرواز به آنجا که سرود است و سرورست .
آنجا که ، سراپای تو ، در روشنی صبح
رویای شرابی ست که در جام بلور است

من نیز چو خورشید ، دلم زنده به عشق است .
راه دل خود را ، نتوانم که نپویم
هر صبح ، در آیینه جادویی خورشید
چون می نگرم ، او همه من ، من همه اویم

" فریدون مشیری"

/ 2 نظر / 18 بازدید
یه بنده امیدوار

با سلام شعر زیبایی بود و به نظرم می شد ازش یه چیزهایی گرفت من الله توفیق

سيد عدنان

سلام بزرگوار روز پزشك را از صميم قلب به شما تبريك عرض مي‌كنم و اميدوارم شما از آن گروه طبيباني باشيد كه واقعا طبيب دلهاي مردم هستند و آرامش را به بيماران هديه كنيد. آرامشي كه اين روزها كمتر از سوي پزشكان به مردم القا مي‌شود. و اميدوارم كه هميشه شاد باشيد وآرام