230

به نام حق!

هنوز هم نمی دونم باید خوشحال باشم از اینکه به این رشته قدم گذاشتم یا نه؟ هنوز یادمه روزهایی که در تلاطم تصمیم گیری بودم و قرارهایی که با خودم و خدا گذاشته بودم...

و امروز، اگرچه خوب می دونم که از آنچه فکر می کردم، خیلی فاصله دارم؛ ولی شاید این فاصله حکمت خدا بوده...

خوبی و بدی اش رو نمی دونم؛ ولی این رو می دونم که مدت هاست هر دوره از زندگیم، شده یه تجربه و یه راه به تغییر. یه جور حرکت؛ نموندن؛‌ فهمیدن؛

اتفاقات و وقایع یه جوری رقم می خورن که آخرش، یه حرف جدید هست برای فهمیدن...

هر چی بیشتر می گذره و زندگی می کنم، بیشتر ایمان میارم به اینکه خدا خودش بهترین راه رو میگذاره جلوی بنده هاش؛ خودش بهترین اتفاقی رو که ممکنه به ظهور میاره! و عجیب که ما آدم ها نمی فهمیم! در لحظه واقعا سختی می کشیم؛‌ اشک می ریزیم؛ غصه می خوریم؛ استرس می کشیم و ... و غافل از اینکه همه ی اینها هم می تونه سازنده ی ما باشه.

و بعد، با یه اتفاق جدید، یه تجربه، یه آگاهی و ... می بینیم خدا چقدر حکیمه...

باز هم یه دوره ی دیگه از زندگیم گذشت...

حالا می فهمم که چقدر مهمه به اتمام رسوندن کارها! آفتی که خیلی هامون دچارش می شیم : کارها و ایده هامون رو نیمه کاره رها می کنیم. و چقدر مدیونم به استادم که منو مجبور کرد به این اتمام!

حالا فهمیدم که ان مع العسر یسرا یعنی چی؟

حالا فهمیدم که نبریدن و تا آخر مبارزه کردن یعنی چی؟

حالا فهمیدم که ...

و افسوس.

از اینکه نتونستم تسکین دهنده ی خوبی برای دوستانم باشم.

 

و ای کاش.

...

خدایا!‌ به کدامین صفتت شکر بگم؟ به حلم زیادت یا حکمت زیبایت؟ به لطف و کرمت یا فرصت دادن و غفرانت؟

الحمد لله رب العالمین.

 

/ 3 نظر / 6 بازدید
زهراح

جالب اینه که روز به روزی که میگذره به حقایق بیش تری در مورد خدا پی می بریم! این نشون میده دایره ی ندوستن ما چقدر گسترده است...... که با دونستن روز به روز هم هنوز از رحمتش از حکمتش از ربوبیتش درک درستی نداریم....

هوشیاری

خدایا به تمام داده ها و نداده هایت شکر

ایما

هر عسری یسر نداره... بعضی عسر ها وقت تلف کردنه...