262

به نام حق!

وقتى بچه بودیم، نزدیک عید که میشد، ما را به حمام مى‏ فرستادند.

چند تا بچه بودیم، بدجنس و بازى‏گوش. گاهى سه ساعت در حمام مى‏ ماندیم؛ آن هم حمام‏هاى قدیمى که خزینه داشت. همدیگر را مى ‏زدیم و پوست همدیگر را مى ‏کندیم و صاحب حمامى چقدر ما را دعوا مى‏کرد! بعضى وقت‏ها هم بیرونمان مى‏ کرد، ولى وقتى مى‏ آمدیم خانه، پشت گوش‏ها و پاهامان همه کثیف مانده بود. مادر ما هم که خیلى دقیق بود، پشت گوش‏ها و آرنج‏هاى ما را نگاه مى‏ کرد و مى ‏پرسید: اینها چیه؟! ما را تنبیه مى‏ کرد و گریه مى‏ کردیم.

ما حمّام رفته بودیم، اما بازى کرده بودیم. در مقام تطهیر نبودیم.

رمضان‏ها آمده و رفته، امّا ما لَعْبِ به رمضان داشته‏ ایم و جدّى نبوده‏ ایم.

ماه رمضان که شهر طهور، شهر تمحیص ، ماه طهارت، ماه شستشو است، اما ماه شستشوى ما نبوده است.

شب نوزدهم ماه مبارک رمضان، شبى است که تیغ ابن ملجم به هر عنوانى که بلند شده؛ چه به عنوان مذهب، چه به عنوان نفهمى و اینکه على را کافر دانسته و عشق و کابین زنى باعث این کار شده، ولى این حقیقت را نباید از خودمان دور ببینم که فردى با آن زمینه‏ هاى فکرى و اعتقادى، با آن انگیزه‏ هاى خارجى، وسوسه‏ ها و تحریک‏ها، با اینکه از یاران على (ع) بوده و در رکاب او با معاویه جنگیده است، سر على (ع) را مى‏شکافد و خوشحال هم هست.

خیلى حرف است! به خدا قسم دل‏هامان باید بلرزد که آدمى على (ع) را، عشق خدا در زمین را؛ آن عظمتى که جز به ذلت در برابر حق به خاک نیفتاده، آن سرى که جز براى حق سجده نکرده، ببیند که فرق او شکافته شود؟! و وقتى هم که زینب (س) گریه مى‏کند و دعا، که ان شاء اللَّه پدرم خوب شود، با خوشحالى بگوید: چه مى‏گویى؟! من آن قدر سمّ به این شمشیر خورانده‏ام که ...

(کتاب اخبات - استاد علی صفائی حائری)

/ 3 نظر / 16 بازدید
سید عدنان

سلام بزرگوار روز پزشک را به شما و سایر همکاران خوب و گرامی شما تبریک عرض می کنم و امیدوارم که همیشه در کار کمک به خلق خدا موفق باشید. و آرزو می کنم که همیشه شاد باشید و آرام

Dr.4leaf

سلام. تضرع در برابر کمال خودش مقدمه کمال یابیه. امیدوارم از مقدمه به متن و نتیجه هم برسیم

انلال

تموم شد این مبارک ماه فقط یک روز دیگه ملتمس دعا[گل]